درود
توی کتابهای تاریخ دوران ابتدایی و گاها راهنمایی درباره اشکالات نظام های شاهی دوران دور تاریخ ایران اینگونه تصویر میشد که شاهان زورگو بودند و مردم کشور هم به طبقات مختلف طبقه بندی میشدندو این هم خیلی بد بود.
خدا را شکر که این طبقه بندی ها در زمان ما نیست و مردم به طبقات درباریان ، روحانیون ، بازارگانان و دهقانان طبقه بندی نمیشوند و همین خوشه بندی ها هم یه جوری سرش گرد شد و گفتند مبنا نیست .بگذریم از اینکه اگر قرار بود این خوشه بندی ها که ملاک نباشه چرا این همه هزینه و وقت صرف این کار شد؟
اما خطر طبقه بندی اجتماعی از بیخ گوش ملت بزرگ ایران گذشت
درود
امروز کتابی به دستم رسید و خوندنش همه امروز منو پر کرد . کتاب از یک نویسنده عرب بود و یه خانومی هم ترجمش کرده بود و عرب ستیزی درادبیات معاصر ایران رو بررسی کرده بود.
حالا چرا برام جالب بود؟برا اینکه اگر چه نویسنده از منظر نقد، عرب ستیزی رو بررسی کرده بود اما!
من تا حالا این همه مطالب ضد عربی رو یکجا ندیده بودم 
کلی لذت بردم
بدرود
درود
هفتمین ماه هم سپری میشود و ما همچنان اندیشناک انچه شد و نگران انچه خواهد شد .به سالروز یک دگرگونی بزرگ در ایران نزدیک میشویم میدانم مردم چه میخواستند! ایا به چیزی که میخواستند و به خاطر ان به خیابانها امدند و جلوی صنعتی شدن یکی از بزرگترین کشور های خاور میانه را گرفتند ، رسیدند؟ ایا روزگاری که سپری میکنیم همان چشم اندازی است که دانشجویان مذهبی و غیر مذهبی و روحانیون و بازاریان و روشنفکران و ..... به ان می نگریستند؟
ایا جریانی که امروز گهگاه در خیابان به احوال امروز معترض است روزی از بچه های خود خواهد شنید : شما بیجا کردید به خیابان امدید !!!!؟؟؟؟
خداوند به پیامبری از پیامبران وحی فرستاد که به فلان بنده بگو :تا کی خود را به رنج افکنی؟تو را رحمت نکنم!
عابد پاسخ داد:به خدای بگو ،من بندگی خود کنم تو هم خداوندی خود کن
و خدا بر او رحم اورد و او را به خود نزدیک گردانید
بکشید یار گوشم
که تو امشب آن مایی
صنما! بلی
ولیکن
تو نشان بده کجایی!
از بین خرافاتی که بین مردم رواج دارد چشم زخم موردی است که اغلب مردم به ان اعتقاد بیشتری دارند .این روزها بیاناتی برخی (نه چندان بزرگ) در عرصه اجتماعی سیاسی رفتار و گفتاری دارند که الحق باید برایشان اسفند دود کرد . بگذریم ...
چشم زخم از اثار مخربی است که انرژی منفی روی فرد مورد چشم زخم میگذارد و این مورد را بزرگان ما از جمله محمد ص ،علی ع ،ابن سینا و ... در تاریخ قبول داشتند و بر ان صحه میگذاشتند.چشم زخم یکی از نمود های بیماری حسادت است . مفسران فران هم در باره ایه ۶٧ سوره یوسف نمونه هایی از انرا در تاریخ اورده اند .
حضرت مولانا( که تنها قربانش گردم الهی)برای چشم زخم تاثیر مطلق قایل نبودند طوری که راه در امان ماندن از انرا مصاحبت با اهل الله و پناه جستن از حضرت حق میدانند.
چشم نیکو شد دوای چشم بد چشم بد را لا کند زیر لگد
سبق رحمت راست و او از رحمت است چشم بد محصول قهر و لعنت است
بدرود
شاید فکر اینکه روحی که در بدن ما است روزی در بدن یک زن سرخپوست بوده باشد و یا روزی در کالبد یک سرباز هخامنشی بوده باشد و یاروزی موجب بقای یک خروس و یا یک فیل بوده باشد کمی ترسناک و یا هیجان انگیز باشد.
اندیشه چرخش روح در کالبد های متفاوت را تناسخ میگویند در واقع می توان گفت چون روح انسان بصورت الهی و پاک وارد کالبد بشر میشود و در زندگی بشری دچار الودگی هایی میگردد ،اگر ان فرد بتواند روح خود را به اندازه ای پاک کند که قابلیت اتصال به ذات مقدس را داشته باشد که بهتر اما اگر چنین نشد این روح باید شانس خود را در کالبد های دیگر امتحان کند ( به صودت لری گفتیم )
تناسخ بعد از کارما ( پاسخ عمل ) یکی از پایه های اعتقادات مذهب بوداییان است . البته باید گفت در فلسفه یونانیان باستان نیز سقراط افلاطون و ارسطو نیز به تناسخ اعتقاد دارند.مذهب مانوی نیز که از مذاهب کهن ایرانی است به تناسخ اعتقاد داشت
خب نظر شما؟
تن ما به ماه ماند که از عشق می گدازد
دل ما چو چنگ زهره که گسسته تار بادا

