فرصتی دست داد که مطالعاتی در باره ابن عربی داشته باشم ، اگر چه دورادور ارادت داشتم به ایشون اما شنیدن کی بود مانند دیدن؟ خداییش دریاییه، یکی از کسانیه که خوندن نوشته هاش جدا جالبه، مثلا ایشون حسابی درباره زنان مطلب جانبدارانه داره و حتی در برخی موارد مقامی بالاتر از مردان براشون قایل میشه.
مطالبی درباره وحدت وجود داره که البته با آنچه عرفای هم مشرب مولانا میگفتن تفاوت داره. در عرفان امثال مولانا وحدت وجود از جنس شوق وصال و یکی شدن هست، اما در نظر ابن عربی وحدت به این معنی است که چیزی جز خدداوند وجود نداره و هر چه در دنیا و کاینات هست بخشی از وجود خداست .وضح تر بگم:
لا اله الا الله در نزد دیگر عرفا به معنی نیست خدایی جز الله هست اما!
لا اله الا الله در نزد ابن عربی به این معنی است که: نیست هیچ چیزی جز الله.
واقعا حیفه آدم اهل مطاله باشه و چیزی از ابن عربی نخونه
بهروز باشید
روز هایی که آخرین پست ها رو با اشتیاق می نوشتم شرایط بعد از انتخابات بود و تحرکاتی توی خیابان های تهران واقع میشد و خلاصه اینکه حسابی جو گیر بودیم.
هنوز مبارک و قذافی و بن علی و همه دیکتاتور ها سر کار بودن و یک دلاری هم زیر هزار تومن معامله میشد. مردم سرخوش دریافت یارانه ها و باز نشسته ها هنوز داشتن به فیش حقوق شون که در استانه انتخابات زیاد شده بود با اشتیاق نگاه می کردن و به مردمی که تو خیابون حرف از آزادی می زدن بد و بیرا میگفتن و تازه: چند کیلویی از اون سیب زمینی کذایی تو سبد مونده بود. اما! بگذریم...
اگرچه الان سکه بالای یک میلیون معامله میشه و دلار هم که قربونش برم ول کن قضیه نیست، اما دنیا از اون روزها قشنگ تره، بن علی دیگه نیست، مبارک دیگه از برج غرور پایین اومده و قذافی هم که سرنوشتی مثل صدام در انتظارش بود.
الان امریکا و اسراییل و کشور هایی اروپایی و خلاصه هر ناشسته رویی برامون شاخ و شونه می کشه حتی امیر قطر هم با دمپایی جلو احمدی نژاد میشینه و...
با همه اینا افتاب هر روز از مشرغ طلوع می کنه و از مغرب غروب .
دیروز وارد اتوبان صیاد شدم که دیدم سیل جمعیت روی پل ایستادن و یه چیزی تماشا میکنن زود دریافتم که باید تصادفی حادث شده باشه .عادت همیشگی این مردم اینه که دنبال حادثه ان در واقع از بی تفریحی تا یه پراید به یه پژو میخوره دویست نفر جمع میشن اگه خون و زخمی و یا کشته داشته باشه که سوژه برای دو سه ساعت جور میشه ، جنوب و شمال شهر هم نداره .
همون هایی که تو سعادت اباد دور مرد تیشرت قرمز جمع شده بودند و همونهایی که روی پل مدریت جنازه دختر بیچاره رو نظاره گر بودند و همون ها چند روز بعد موبایل دوربین دار به دست دور طناب دار همون ضارب ها جمع شدن .
براستی ما دنبال چه میگردیم؟ تفریح؟حادثه؟وقت گذرانی؟ تا یه دعوایی میشه اگه یکی شون ضربات مهلک تری بزنه با تشویق میگیم دمش گرم دیدی چه جوری زد یارو رو؟ ای و الله ....
خدایا یه روزی میرسه ما درست بشیم؟
داستان فلسطین هم قصد نداره دست از سر مردم دنیا برداره
یکی میگه اینجا خونه فلسطینیهاست ، یکی میگه 1300 سال پیش اینجا قبله گاه یهودی ها بوده و مسلمونا به زور از دست شون گرفتن حالا هم یهودی ها زورشون زیاد شده و ،اونا از دست فلسطینیها گرفتن.
یکی میگه اخه اینجوری که نمیشه مثلا طاق کسری الان تو خاک عراقه پس ما باید بریم و بگیم که این بخش عراق خاک ما است؟
این میگه اقا این یهودیها بچه ها رو میکشن و به فلسطینیها زور میگن بعدش اون یکی دیگه میگه که چطور فلسطینیها عملیات انتحاری میکنن و اتوبوس منفجر میکنن و زن و بچه یهودیها میمیرن هیچی نیست؟
ما هم والله کاسه چه کنم دست گرفتیم که با کار محمود عباس موافق باشیم با مردم غزه بخنیدم و یا اصلا در کل حق با یهودیهاست؟ یا حق با هر دو طرفه و باید یه جوری کنار بیان با هم؟
اگه یکی بتونه حقو به یکی از این دو طرف بده پیش من یکی جایزه داره ... والله
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
شاید اندیشه بی پایه ندانستن هستی انسان را واداشت که خدایی بیافریند در دل و دیگری هم خدایی دیگر گونه از گل، یکی در عرش اش دید و دیگری در فرش، همه انها هم بر سر اعتقاد شان شمشیر ها کشیدند و خونها دادند و ریختند که چه؟ خدا انگونه است که من میگویم !
خب حالا خودت بگو بدانم تا کی باید بر سر تو خون بریزیم؟ تا کی باید بر آتش جنگ محبت تو بدمیم؟ تا کی باید این جنگ بیهوده ادامه یابد؟
هان!؟
داستان رخیم مشایی هم اینقدر تکراری شده که ادم واقعا خسته میشه ، همین جریان اختلاس 3000 میلیارد تومنی هم که داره ربط دادونده
میشه به رحیم مشایی . دارم فکر میکنم اگه دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد تموم بشه چه بلایی سرش میاد .
عادت کردیم وقتی حرف یک اختلاس بزرگ پیش میاد همه لب به تحسین اون اختلاس گر باهوش گشوده و میگن :... واقعا؟ دمش گرم ،نوش جانش ، تونست و خورد .
عجیبه که اینقدر این فرهنگ جنگلی مورد تایید اکثریت قرار میگیره ... عجیبه ،ما امروز در کجای جهان ایستاده ایم و نظاره گر کدامین مردم ایم؟
ترانه تاریکی
زمینه سربی صبح
سوار
خاموش ایستاده است
و یال بلند اسبش در باد
پریشان می شود
خدایا خدایا
سواران نباید ایستاده باشند
آنگاه که حادثه اخطار می شود
احمد شاملو

